تبليغاتX
همیشه تنها

همیشه تنها

توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره ××× چرا وقتی نوبت ماست آسمون جائی نداره ؟

زندگي هديه خداست به تو

زندگي هديه خداست به تو

...زندگي هديه خداست به تو ...

طرز زندگي كردن تو هديه تو به خداست

بنا بر اين

زندگي خالي است آن را پركن

زندگي يك مشكل است با آن روبه رو شو

زندگي يك معادله است موازنه كن

زندگي يك معما است آن را حل كن

زندگي يك تجربه است آن را مرور كن

ززندگي يك مبارزه است قبول كن

زندگي يك كشتي است با آن دريا نوردي كن

زندگي يك سوال است به آن جواب بده

زندگي يك موفقيت است لذت ببر

زندگي يك بازي است پيروز شو

زندگي يك هديه است دريافت كن

زندگي دعا است آن را مرتب بخوان

زندگي درد است آن را تحمل كن

زندگي يك دوربين است، سعي كن

با صورت خندان وشاد با آن روبه روشوي

                                                  ***

              منم از خداي خودم براي هديه اي كه يه بار ديگه بهم بخشيد ممنونم

                    از همه شما دوستاي گلم كه واسه عزيز دلم دعا كردين ممنونم

 

+ نوشته شده در  شنبه 4 آذر1385ساعت   توسط ویدا  | 

یه خواهش دوستانه

روز جمعه داشتم وسائلم جمع وجور می کردم برم مشهد

مشغول کار بودم با عرفانم بازی می کردم تاب می خورد

وسرو صدا می کرد رفتم وسائل گذاشتم تو ماشین وخیلی

زود برگشتم کاش نمی رفتم عرفان افتاده بود و هر کار می کردم

چشماش باز نمی کرد حسابی ترسیده بودم وقتی به خودم

اومدم تو بیمارستان بودم فورا" بستریش کردن با امشب ۳ شب

که عرفان بیمارستانه و نتونستم بغلش کنم خیلی سخته دیگه

تحملم داره تموم می شه تو رو خدا واسش دعا کنید این شبا

اینقد گریه کردم که دیگه نمی دونم به خدا چی بگم با چه زبونی ازش

بخوام کوچولومو خوبش کنه جون عزیزاتون شما هام واسش دعا کنید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مهر1385ساعت   توسط ویدا  | 

سلام به اونی که با واژه ها نمیشه گفت:دوستش دارم

 

هر که رفت

پاره ای از دل ما را با خود برد...

اما...او که با ماست...

او که نرفته است...

از او بپرسید

که چه می کند با دل ما !؟...

یه اعتراف واست دارم

می خوام بگم هنوزم دوست دارم

هنوزم مثه گذشته با تو شاد می شم

باورت می شه اگه بگم هنوزم وقتایی که

خیلی شادم یا خیلی تنها یا مثه همیشه

تو مشکلات گم میشم اسم تو رو تو دلم فریاد

می زنم،نمی دونی جقد آروم می شم...

الانم خیلی خستم بازم به تو پناه آوردم خنده داره

می دونم

توئی که اصلا" معلوم نیست کجائی توئی که

مطمئنم حتی یادی ازم نمی کنی و...

می دونی یه زمانی بود که احساس می کردم

 شادوپر تلاش گرم بالا رفتن از پله های نردبان

ترقی هستم ای کاش لحظه ای از خودم می پرسیدم

خانومی آیا نردبان بر دیوار درستی تکیه داره یا نه؟

همیشه فکر می کردم دنیای خوب بودن دنیای پر پیچ

و پر ضابطه ایه وحتما" لازمه که آدم عارف وزاهدو

ریاضت طلب باشه

همیشه منتظر یه معجزه بودم احساس می کردم که

نیاز به یه تحول درونی دارم اما نمی دونستم که این

تحول می تونه اینقدر سخت باشه...

 

من مثه یه تک درختم،ته یک کوچه باریک

تو یه گنجشک قشنگی!گاهی دوری گاهی نزدیک

گاهی وقتا مهربونی ،می شینی رو شونه من

گاهی نیستی که ببینی بغض بی بهونه من 

گنجشک بازیگوش من

بشین رو شاخه دلم

با تو درخت معجزه

بی تو طلسم باطلم

وقتی لای برگا نیستی،بوی پائیز رو می گیرم

بی تو زرد زرد زردم!بی صدای تو می میرم

اما وقتی که می خونی،من میشم پر از جوانه

یه ترانه ساز عاشق،با هزارو یک ترانه

توئی حرف اولین وآخرین شعر نگفته

برگ آخر وجودم با پریدنت می افته

نمی دانم به تو که نیستی وعاشقانه دوستت دارم

بیاندیشم

یا او که هست وعاشقانه دوستم داره

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت   توسط ویدا  | 

آینه

 آینه تقصیری نداره اگه تیره اگه زشته

جهره من وتو اینو توی تقدیرش نوشته

آینه از اون روز اول که پدید اومد توعالم

بنا شدزلال بمونه مثه گل باشه وشبنم

در ازل قرار شد آینه واسه همزبونی باشه

آفریده شد برای اینکه آسمونی باشه

وقتی که غبار تردید روی آینه بشینه

جهره حقیقی مونو دیگه هیچکس نمی بینه

اگه مایلی نباشیم گنگ وتاریک و پریشون

باید آینه هارو برداشت شستشو داد زیر بارون

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 شهریور1385ساعت   توسط ویدا  | 

بارون

 

کوچه ها رنگ زمستون می گیرن شیشه ها بخار بارون می گیرن

آدما چترشونو وا می کنن گریه ابر تما شا می کنن نمی خوان مثه

درختا تر بشن از دل قطره ها با خبر بشن نمی خوان بی هوا خیس

آب بشن زیر بارون بمونن خراب بشن

اما تو چترتو بستی کبوتر زیر بارونا نشستی کبوتر .رفتی وسنگا شکستن

بالتو اومدی هیچکی نپرسید حالتو

بعضی ها دشمنای خونی شدن ، بعضی ها قول بیابونی شدن

بعضی ها می گن که بارون کدومه بوی نم ، شرشر ناودون کدومه

دیدی آسمون خراب شد سرمون غصه شد وصله بال و پرمون

حالا تو سایه نشینی مثه من خوابای ابری می بینی مثه من

چقد اینجا می خوری خون جگر وکبوتر عصا تو بندازو بپر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تقدیم به برادر عزیزم پیام

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت   توسط ویدا  | 

نشانی

 خانه دوست كجاست؟

خانه دوست کجاست؟

 در فلق بود که پرسید سوار.

آسمان مکسی کرد.

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

وبه انگشت نشان داد سپیداری و گفت:

 نرسیده به درخت،

کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است

ودر آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است.

می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ،سر به در می آرد ،

پس به سمت گل تنهائی می پیچی ،

دو قدم مانده به گل ،

پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی

وترا ترسی شفاف فرا می گیرد

در صمیمیت سیال فضا ،خش خشی می شنوی :

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا ،جوجه بردارد از لانه نور

واز او می پرسی خانه دوست کجاست

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مرداد1385ساعت   توسط ویدا  | 

روز مادر مبارک

مادر

نازک دل یک زن ،سنگ صبوره،درمون هر دردش اشکای شوره

اگه یک کوه غم ودرد ولی پر از غروره

یک زن راز آسمونه ،یک زن نور کهکشونه ،یک زن لطف آشیونه

حرفش حرف دل وجونه تو خونه

با کمک اندیشه ها نامه نوشتم به خدا پرسیده بودم که چرا نازک

دل آفریدی مرا؟

خدا با ناله اصیل یه شب جوابمو رسوند وجود زن اگر نبود کارش نیمه

 تموم می موند

 

کجاست مادر کجاست گهواره من

همون گهواره ای که خا طرم نیست همون امنیت حقیقی وراست

همون جائی که شاهزاده قصه همیشه دختر فقیرو می خواست

همون جائی که قد خود من بود از این دنیا ولی خیلی کوچکتر

نه جای سایه بود

نه وحشت باد

نه من گم می شدم

نه یک عروسک

بیا منو ببر نوازشم کن دلم آغوش بی دغدغه می خواد.

كجاست مادر كجاست گهواره من

يه دنيا ممنون از دوستاي خوبم كه روز زن ومادر تبريك گفتن

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 تیر1385ساعت   توسط ویدا  | 

ای خدا لحظه شادی چه کم است

 

 ۲کبوتر بودند هر دو هم ناله هم ،پر گشودند به صحرای بزرگ شاد

 تا دامن دشت لحظه ای چند گذشت ،نغمه خواندند وروی هر شاخه

  نشستند .

  پریدند به شوق نوک منقار به هم مالیدند ناگه از سینه کوه بانک تیری

  به همه دشت نشست رشته خوب چمن را بگسست،۲کبوتر بال در بال

  به هم غلتیدند پر شکسته به هم مالیدن .

  لحظه آخر دیدار رسید دیده در دیده هم یک صدا نالیدن ۲کبوتر غم خود را

   به وداعی گفتند .

  لحظه ای چند گذشت هر دو در خون خفتند ناگهان نغمه گرمی ناله بر آورد

 زکوه ای خدا لحظه شادی چه کم است زندگی دشت غم است

 چه توان کرد در این دشت غریب که غم وشادی به هم است اشک من

 می گوید عمر ما آه دم است

         ای خدا لحظه شادی چه کم است .

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 تیر1385ساعت   توسط ویدا  | 

مرگ /زندگی

           

 زندگی به مرگ گفت:چرا آمدن تو رفتن من است

چرا خنده تو گریه من است .مرگ ساکت بود

زندگی دوباره گفت:من با آمدنم خنده می آورم تو

گریه،من با بودنم زندگی می بخشم و تو نیستی

مرگ باز هم سکوت کرد

زندگی گفت: رابطه من وتو احمقانه است

زنده کجا گور کجا ....دخمه کجا نور کجا.....

غصه کجا سور کجا ......!

مرگ همچنان ساکت بود زندگی فریاد زد دیوانه

لا اقل بگو چرا محکوم به مرگم ومرگ آرام گفت:

تا بفهمی تو،دیوانگی،وعشق وحسرت چه بیهوده اید

  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 تیر1385ساعت   توسط ویدا  | 

دوستون دارم

 دوستایسلام

 میبینم که بعضی ها شرمنده کردن ،مرسی از تبریکای قشنگتون

 ببخشید چند روزی نبودم ولی به یادتون بودم

 اول از عشق خودم یه دنیا تشکر بعد از شما  دوستای خوبم

 محمد جون ،رهگذر عزیز ،آتنا جون،سید محمد عزیز،کامی عزیز

 وهیچی جان ممنونم دوستون دارم .

                                    دوستون دارم 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 تیر1385ساعت   توسط ویدا  | 

اومدم اینجا که بهت بگم: تولدت مبارک ویدا جونم.

روز تولد تو میلاد عشق پاکه

برای شکر این روز پیشونیم به خاکه

تولدت مبارك ويدا جونم.

ویدا جونم تولدت مبارک.

یه دنیا دوست دارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت   توسط ویدا  | 

واسه اونی که خودش می دونه!

زندگی مال تو مرگ مال من

شادی مال تو غم مال من

راحتی مال تو ناراحتی مال من

همه چی مال تو ولی تو مال من

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 خرداد1385ساعت   توسط ویدا  | 

عشق

عشق ترکیب سه کلمه است :

عشق یک کلمه نیست،عشق یک دریا نیست،عشق یک دنیا نیست،

عشق یک کهکشان هم نیست،عشق فقط یک ذره است،فقط یک ذره نور،

نور از دل یک عاشق ،دلی که مملو از عشق است

پس قدر بدانیم این بزرگ عشق را در دل کوچک

وبدانیم که عشق فقط عشق است

وعاشق می داند که عشق چیست

تقدیم به کسی که مرا عاشق خود کرد 

عاشق مي داند كه عشق چيست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 خرداد1385ساعت   توسط ویدا  | 

×بهاری زندگی کنیم ×

 

مهم نیست چند بهار را در کنار هم زندگی کنیم

مهم این است که چند لحظه بهاری زندگی کنیم

یادمان باشد عمر کوتاه است مثل گلهای بهاری

در پایان زندگی خیلی ازماخواهیم گفت:کاش فقط

چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب به هم نگاه

ـــــــــــــ کنیم ـــــــــــــ

چند لحظه بهاري زندگي كنيم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت   توسط ویدا  | 

تولد شیطان

 

امروز۶/۶/۲۰۰۶ تولد شیطان

می گن عدد۶۶۶ شماره  شیطان است

موندم چی بگم بهش

                                            

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت   توسط ویدا  |